A1 مکالمه A1 10 دقیقه مطالعه

افعال آلمانی دو مفعولی | سطح بندی شده

افعال آلمانی دو مفعولی

سطح A1 (پایه: افعال ساده و روزمره)

فعل آلمانی معادل فارسی حالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع) حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم) مثال
bringen آوردن به کسی (Dativ: مثل meinem Freund) چیزی (Akkusativ: مثل ein Geschenk) Ich bringe meinem Freund ein Geschenk. (من به دوستم یک هدیه می‌آورم.)
geben دادن به کسی (Dativ: مثل meiner Schwester) چیزی (Akkusativ: مثل das Buch) Ich gebe meiner Schwester das Buch. (من به خواهرم کتاب را می‌دهم.)
machen درست کردن/انجام دادن برای کسی (Dativ: مثل meinem Vater) چیزی (Akkusativ: مثل einen Kaffee) Ich mache meinem Vater einen Kaffee. (من برای پدرم یک قهوه درست می‌کنم.)
sagen گفتن به کسی (Dativ: مثل meinem Lehrer) چیزی (Akkusativ: مثل die Wahrheit) Ich sage meinem Lehrer die Wahrheit. (من به معلمم حقیقت را می‌گویم.)
schenken هدیه دادن به کسی (Dativ: مثل meiner Mutter) چیزی (Akkusativ: مثل Blumen) Ich schenke meiner Mutter Blumen. (من به مادرم گل هدیه می‌دهم.)
schreiben نوشتن به کسی (Dativ: مثل meinem Onkel) چیزی (Akkusativ: مثل einen Brief) Ich schreibe meinem Onkel einen Brief. (من به عمویم یک نامه می‌نویسم.)
zeigen نشان دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Kind) چیزی (Akkusativ: مثل ein Foto) Ich zeige meinem Kind ein Foto. (من به فرزندم یک عکس نشان می‌دهم.)

سطح A2 (مقدماتی: افعال رایج در مکالمات روزمره)

فعل آلمانی معادل فارسی حالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع) حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم) مثال
anbieten پیشنهاد دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Gast) چیزی (Akkusativ: مثل einen Sitz) Ich biete meinem Gast einen Sitz an. (من به مهمانم یک صندلی پیشنهاد می‌دهم.)
ausleihen قرض دادن (از خود) به کسی (Dativ: مثل meinem Nachbarn) چیزی (Akkusativ: مثل das Auto) Ich leihe meinem Nachbarn das Auto aus. (من به همسایه‌ام ماشین را قرض می‌دهم.)
beantworten پاسخ دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Chef) چیزی (Akkusativ: مثل die Frage) Ich beantworte meinem Chef die Frage. (من به رئیسم سؤال را پاسخ می‌دهم.)
empfehlen توصیه کردن به کسی (Dativ: مثل meiner Freundin) چیزی (Akkusativ: مثل ein Restaurant) Ich empfehle meiner Freundin ein Restaurant. (من به دوستم یک رستوران توصیه می‌کنم.)
erzählen گفتن (داستان) به کسی (Dativ: مثل meinem Bruder) چیزی (Akkusativ: مثل eine Geschichte) Ich erzähle meinem Bruder eine Geschichte. (من به برادرم یک داستان می‌گویم.)
kaufen خریدن برای کسی (Dativ: مثل meinem Kind) چیزی (Akkusativ: مثل Spielzeug) Ich kaufe meinem Kind Spielzeug. (من برای فرزندم اسباب‌بازی می‌خرم.)
leihen قرض دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Freund) چیزی (Akkusativ: مثل Geld) Ich leihe meinem Freund Geld. (من به دوستم پول قرض می‌دهم.)
verkaufen فروختن به کسی (Dativ: مثل meinem Kunden) چیزی (Akkusativ: مثل das Haus) Ich verkaufe meinem Kunden das Haus. (من به مشتریم خانه را می‌فروشم.)
wünschen آرزو کردن برای کسی (Dativ: مثل meinem Vater) چیزی (Akkusativ: مثل alles Gute) Ich wünsche meinem Vater alles Gute. (من به پدرم همه چیز خوب آرزو می‌کنم.)

سطح B1 و بالاتر (متوسط: افعال پیشرفته‌تر)

فعل آلمانی معادل فارسی حالت داتیو (گیرنده/ذی‌نفع) حالت آکوزاتیو (شیء مستقیم) مثال
beibringen یاد دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Schüler) چیزی (Akkusativ: مثل Deutsch) Ich bringe meinem Schüler Deutsch bei. (من به دانش‌آموزم آلمانی یاد می‌دهم.)
erklären توضیح دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Team) چیزی (Akkusativ: مثل die Regeln) Ich erkläre meinem Team die Regeln. (من به تیمم قوانین را توضیح می‌دهم.)
schicken فرستادن به کسی (Dativ: مثل meiner Tante) چیزی (Akkusativ: مثل ein Paket) Ich schicke meiner Tante ein Paket. (من به عمه‌ام یک بسته می‌فرستم.)
versprechen قول دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Partner) چیزی (Akkusativ: مثل Hilfe) Ich verspreche meinem Partner Hilfe. (من به شریکم کمک قول می‌دهم.)
vorlesen خواندن (برای کسی) به کسی (Dativ: مثل meinem Kind) چیزی (Akkusativ: مثل ein Buch) Ich lese meinem Kind ein Buch vor. (من به فرزندم یک کتاب می‌خوانم.)
verbieten ممنوع کردن به کسی (Dativ: مثل meinem Sohn) چیزی (Akkusativ: مثل das Rauchen) Ich verbiete meinem Sohn das Rauchen. (من به پسرم سیگار کشیدن را ممنوع می‌کنم.)
empfehlen توصیه کردن (پیشرفته) به کسی (Dativ: مثل meinem Arzt) چیزی (Akkusativ: مثل eine Behandlung) Ich empfehle meinem Arzt eine Behandlung. (من به پزشکم یک درمان توصیه می‌کنم.)
mitteilen اطلاع دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Kollegen) چیزی (Akkusativ: مثل die Neuigkeiten) Ich mitteile meinem Kollegen die Neuigkeiten. (من به همکارم اخبار را اطلاع می‌دهم.)
übergeben تحویل دادن به کسی (Dativ: مثل meinem Chef) چیزی (Akkusativ: مثل den Bericht) Ich übergebe meinem Chef den Bericht. (من به رئیسم گزارش را تحویل می‌دهم.)
این صفحه برای یادگیری زبان آلمانی طراحی شده است. منابع: لیست‌های آموزشی استاندارد.

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *