آموزش پارتیکلها در آلمانی با ترجمه فارسی
یادگیری پارتیکلهای پرکاربرد آلمانی با مثالها و توضیحات ساده
پارتیکل Bloß (مشابه nur، غیررسمیتر)
Ich will bloß helfen.
فقط میخوام کمک کنم. (نیت ساده)
Es war bloß ein Fehler.
فقط یه اشتباه بود. (کوچک جلوه دادن)
Komm bloß pünktlich!
فقط سر وقت بیا! (تأکید غیررسمی)
Ich habe bloß Hunger.
فقط گرسنهام. (بیان ساده)
Sag bloß nicht!
نگو فقط! (تعجب غیررسمی)
پارتیکل Schon (تأکید بر زمان یا بدیهی بودن)
Bist du schon fertig?
دیگه تموم کردی؟ (تعجب از سرعت)
Es ist schon zehn Uhr.
دیگه ساعت دهه. (تأکید بر زمان)
Ich kenne ihn schon.
من که میشناسمش. (تأکید بر آشنایی)
Das weiß ich schon.
این رو که میدونم. (تأکید بر دانش قبلی)
Komm schon, beeil dich!
زود باش، عجله کن! (تشویق با عجله)
پارتیکل Ruhig (تشویق یا آرامش دادن)
Nimm dir ruhig Zeit.
راحت باش، وقت داری. (تشویق به آرامش)
Du kannst ruhig fragen.
راحت سؤال کن. (دعوت به پرسیدن)
Setz dich ruhig hin.
راحت بشین. (دعوت دوستانه)
Schlaf ruhig weiter.
راحت بخواب. (آرامش دادن)
Mach das ruhig selbst.
خودت راحت انجامش بده. (تشویق)
پارتیکل Gerne (بیان علاقه یا پذیرش)
Ich komme gerne mit.
با کمال میل میام. (علاقه به همراهی)
Ich esse das gerne.
با لذت این رو میخورم. (علاقه به غذا)
Du kannst gerne kommen.
با کمال میل بیا. (دعوت صمیمی)
Ich helfe dir gerne.
با کمال میل کمکت میکنم. (نیت خیر)
Ich höre gerne Musik.
دوست دارم موسیقی گوش بدم. (بیان علاقه)
پارتیکل Wohl (حدس یا احتمال)
Er ist wohl krank.
احتمالاً مریضه. (حدس)
Das wird wohl stimmen.
فکر کنم درست باشه. (تأیید احتمالی)
Du bist wohl müde.
لابد خستهای. (حدس با شواهد)
Er kommt wohl später.
شاید دیرتر بیاد. (احتمال)
Das ist wohl so.
فکر کنم اینجوریه. (پذیرش احتمالی)
پارتیکل Vielleicht (احتمال یا تردید)
Vielleicht komme ich später.
شاید بعداً بیام. (احتمال)
Vielleicht ist es besser so.
شاید اینجوری بهتر باشه. (تردید)
Vielleicht hast du recht.
شاید حق با تو باشه. (تأیید با تردید)
Vielleicht regnet es später.
شاید بعداً بارون بیاد. (حدس)
Vielleicht sehen wir uns morgen.
شاید فردا همدیگه رو ببینیم. (امیدواری)
پارتیکل Eigentlich (اصلاح یا اشاره به واقعیت)
Was machst du eigentlich?
دقیقاً داری چی کار میکنی؟ (پرسوجو)
Ich wollte eigentlich lernen.
در واقع میخواستم درس بخونم. (اصلاح نیت)
Eigentlich mag ich das nicht.
راستش این رو دوست ندارم. (بیان واقعیت)
Wer ist das eigentlich?
اون اصلاً کیه؟ (سؤال کنجکاوانه)
Eigentlich ist es ganz einfach.
در واقع خیلی سادهست. (تأکید بر واقعیت)
جملات اضافی برای تمرین بیشتر
Doch + Mal
Komm doch mal später vorbei!
یه وقت دیگه بیا! (دعوت با تأکید)
Probier doch mal diesen Wein!
این شراب رو یه امتحان کن! (پیشنهاد با تأکید)
Sag doch mal, was los ist!
بگو ببینم چی شده! (درخواست صمیمی)
Ja + Schon
Es ist ja schon fertig!
دیگه تموم شده! (تعجب و تأکید)
Du bist ja schon hier!
تو که دیگه اینجایی! (تعجب مثبت)
Das ist ja schon genug.
دیگه این کافیه. (تأکید بر کفایت)
Nur + Mal
Schau nur mal kurz rein!
فقط یه لحظه نگاه کن! (درخواست ساده)
Ich will nur mal fragen.
فقط میخوام یه سؤال کنم. (نرم کردن سؤال)
Komm nur mal mit!
فقط یه بار بیا! (دعوت غیرجدی)
Halt + Eben
Das ist halt eben so.
دیگه اینجوریه. (پذیرش دوگانه)
Er ist halt eben faul.
دیگه تنبله. (پذیرش با تأکید)
Denn + Vielleicht
Warum kommst du denn vielleicht nicht?
چرا شاید نیای دیگه؟ (کنجکاوی با تردید)
Ist er denn vielleicht da?
مگه میشه اونجا باشه؟ (سؤال با تردید)