بان دویچ · کتابخانهٔ تمرین

داستان دوزبانهA1–B1

داستان صوتی آلمانی سه خوک کوچک | A1-B1

متن آلمانی را بخش‌به‌بخش بخوانید، ترجمهٔ فارسی را بررسی کنید و در مرورگرهای سازگار، خوانش دستگاه را بشنوید.

باز کردن داستان

بخوان، درک کن، دوباره بشنو

Die drei kleinen Schweinchen

داستان را بخش‌به‌بخش بخوانید؛ برای تمرین تلفظ، خوانش آلمانی دستگاه را به انتخاب خودتان فعال کنید.

  • سطح A1–B1
  • 8 بخش کوتاه
  • حدود 2 دقیقه مطالعه
  • همراه ترجمهٔ فارسی

بازنویسی آموزشی بان‌دویچ بر پایهٔ این قصهٔ کلاسیک؛ متن و ترجمهٔ این نسخه برای تمرین زبان تهیه شده‌اند.

بخش 1

Drei kleine Schweinchen wollten eigene Häuser bauen. Das erste sammelte Stroh, das zweite suchte Holz, und das dritte kaufte Ziegel.

ترجمهٔ فارسی

سه خوک کوچک می‌خواستند برای خودشان خانه بسازند. اولی کاه جمع کرد، دومی دنبال چوب گشت و سومی آجر خرید.

بخش 2

Das Haus aus Stroh war schnell fertig. Auch das Holzhaus brauchte nicht viel Zeit. Das dritte Schweinchen arbeitete länger und baute sorgfältig.

ترجمهٔ فارسی

خانهٔ کاهی زود آماده شد. ساختن خانهٔ چوبی هم وقت زیادی نبرد. خوک سوم بیشتر کار کرد و با دقت خانه ساخت.

بخش 3

Eines Tages kam ein Wolf. Er klopfte an das Strohhaus und wollte hinein. Das Schweinchen öffnete die Tür nicht.

ترجمهٔ فارسی

یک روز گرگی آمد. به درِ خانهٔ کاهی زد و خواست وارد شود. خوک کوچک در را باز نکرد.

بخش 4

Der Wolf pustete so stark, dass das Strohhaus zusammenfiel. Das erste Schweinchen lief schnell zum Haus seines Bruders.

ترجمهٔ فارسی

گرگ آن‌قدر محکم فوت کرد که خانهٔ کاهی فرو ریخت. خوک اول سریع به خانهٔ برادرش دوید.

بخش 5

Bald stand der Wolf vor dem Holzhaus. Er pustete wieder, und auch dieses Haus hielt nicht stand. Beide Schweinchen flohen zum dritten Bruder.

ترجمهٔ فارسی

خیلی زود گرگ جلوی خانهٔ چوبی ایستاد. دوباره فوت کرد و این خانه هم دوام نیاورد. هر دو خوک به خانهٔ برادر سوم فرار کردند.

بخش 6

Das Ziegelhaus war fest und sicher. Der Wolf pustete und pustete, aber die Mauern bewegten sich nicht.

ترجمهٔ فارسی

خانهٔ آجری محکم و امن بود. گرگ بارها فوت کرد، اما دیوارها تکان نخوردند.

بخش 7

Schließlich gab der Wolf auf und ging fort. Die drei Brüder blieben im Haus und freuten sich, dass sie zusammen waren.

ترجمهٔ فارسی

سرانجام گرگ تسلیم شد و رفت. سه برادر در خانه ماندند و خوشحال بودند که کنار هم هستند.

بخش 8

Am nächsten Morgen half das dritte Schweinchen seinen Brüdern. Gemeinsam planten sie zwei neue Häuser aus Ziegeln. Gute Vorbereitung und Zusammenarbeit machten sie stärker.

ترجمهٔ فارسی

صبح روز بعد، خوک سوم به برادرهایش کمک کرد. با هم برای ساختن دو خانهٔ آجری تازه برنامه ریختند. آمادگی خوب و همکاری آن‌ها را قوی‌تر کرد.

یک قدم فراتر

حالا داستان را با کلمات خودت تعریف کن

در چند جملهٔ آلمانی بگویید چه اتفاقی افتاد. اگر عبارتی را فراموش کردید، به همان بخش برگردید و دوباره تمرین کنید.